تعطیلات خوش گذشت؟
سلام به همگی
خوبید؟ خوشید؟سلامتید؟
تعطیلات خوش گذشت؟
به ما كه خوش گذشت!
یه چند روزی اصفهان بودیم،خیلی عالی
بود.
به همه اصفهانیها به خاطر شهر زیبایی
كه دارند تبریك میگم.
امروز یه چند تا مطلب زیبا دارم
براتون.
در موردش حتما برام نظر بدید.ممنون
دوستون دارم
------------------------------------------------------------------------------
این داستان رو شاید خیلی هاتون شنیده باشید ، ولی من یه بار دیگه مینویسمش :
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم ".
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی همراه نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ".
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه کنار من اومد و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نیمدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
سال نو مبارك
با سلام دوباره به شما عزیزان و كاربران گرامی
سال نو به همه شما به میمنتی و مباركی
انشاالله سال خوبی در پیش داشته باشید.
موقع تحویل سال یادی از ما كنید و برای عاقبت به خیری همه دعا كنید.
بیایید دست به دعا بگیریم و برای ظهورش دعا
كنیم.برای همه عاشقان دعا كنیم تا روز وصال فرا رسد.

و این چند عكس عاشقانه به افتخار همه عاشقان دنیا



اسكله ی ناز چشات حریم امن قایقم
تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم
گرمی دستای تورو به صد تا دنیا نمیدم
هر وقت كه یارم تو بودی بی كسی و نفهمیدم
تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو میكشم
ولی بازم رو میله هاش عكس چشاتو میكشم
ای قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه
برای مرگ این صدا نبودن تو كافیه

یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا
بین ادم هایی که همه سرد و غربند با تو
تک و تنها به تو میاندیشد و
دلش از دوری تو دلگیر است
یاد قلبت باشد یک نفر هست که چشمش
به رهت دوخته بر درمانده
و شب و روز دعایش اینست
زیر این سقف بلند هر کجایی هستی به سلامت باشی
و دلت همواره محو شادی و تبسم باشد
یک نفر هست که دنیایش را
به شکوفایی احساس تو پیوند زده
و دلش میخواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد
و دعا میکند این بار که تو با دلی سبز و پر از ارامش
راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید به
شب معجزه و ابی فردا برسی
هر کجایی هستی به سلامت باشی عزیزم
در سکوت تنهاییم فکرم در کوچه پس کوچه های خاطره گم شد
.
به دنبال خاطرات تلخ و شیرین گذشته
خاطراتی که بدون آنکه مجالی دهد عشق را تحت تکلم خویش در آورده است
.
در این سکوت مانده ام چه بگویم
بغض زبانم را چون بار گناهانم سنگین کرده و قدرت تکلم را از من ربوده است
.
آری دوست عزیز: صحبت از پژمردن یک برگ نیست
.
آنان که در هر گوشه ای در این شهر خراب آباد پنهان شده اند تا با دشنه ای خونین به قلب ما بکوبند
.
آری آنان دشمن انسانیت هستند
.
آنان که نان میخورند و سفره را پاره پاره میکنند
نمک را میخورند و نمکدان را میشکنند
.
آری آنان گرگانی هستند در آستین میش
.
نمیدانم فانوس داغتان را بر ورق کدام ستاره بیاویزم
.
نمیدانم شرح فراغتان را بر سر کدام کلام بنشانم که واژه هایم خسته اند
نمیدانم بر سر کدام کوچه ی بی سامانی نوحه غم بخوانم که واژه هایم خسته اند
.
بر هر مژه آویختم از اشک چراغی تا گم نکند غم ره کاشانه ما را
معما روجواب بده!
سلام،خوبی؟از این كه به وبلاگ من اومدی ممنون و سپاسگذارم.





این معما رو ازت میپر سم اگه بلدی جواب بده!
مردی در خیابان زنی را
بوسید!از او پرسیدند كیست؟
در جواب گفت : مادر شوهر
این زن با مادر زن من مادر
و دخترند!
رابطه این دو را بررسی كن و
تو نظرات برام بگزار.
عكس های عاشقانه
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کارد، نانمان را
به دو بخش مساوی تقسیم می کند
از جایی بر لبه لیوان که تو آب خورده ای
دومین جرعه را سر می کشم.
بیا توی کفشهای من!
زمستان که می آید
پالتوی تو مرا گرم می کند.
ما با یک چشم گریه می کنیم
شب که به تنهایی خویش پناه می بریم
در خواب
رویاهایم با رویاهایت یکی می شوند
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
باز خواهم گشت
تقدیم به تمام عشاق و دردمندانی که در راه عشق فنا شدن
دوباره باز خواهم گشت
نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه
ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت
و چشمان تو را با نور خواهم شست
به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد
رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد
به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
انگار ولگرد شده بودم به جستجوی نشانی ات به تمام جهان سر زدم اما نبودی به دور رفتم حتی به سرزمین خوشبختی در افسانه های پدربزرگ كه حقیقت نداشت هیچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در كنج دلم عشق كسی خانه ندارد
كس جای در این منزل ویرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد
كس تاب نگهداری دیوانه ندارد
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مرگ عشق
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل ازدیدن تو سیر شود بعدبرو
ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند
خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو ...

----------------------------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
باز خواهم گشت
تقدیم به تمام عشاق و دردمندانی که در راه عشق فنا شدن
دوباره باز خواهم گشت
نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه
ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت
و چشمان تو را با نور خواهم شست
به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد
رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد
به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند

تبلیغات